دوباره اخر ماه شده تارگت داریم البته اوضاع خوبه نفرات جدید ادد شدن من یه کم حالم بهتر شده
کلاس های خود سازی مو میرم
حالم چقدر خوب شده هرکی توی شرکت هروی منو میبینه تعجب میکنه همه میگن دمت گرم بازم پاشدی سرپا
داری بدو بدو میکنی و تلاش میکنی برای بقا
شبا میام خونه کتاب میخونم کتابهای خودسازی و به سوی موفقیت .تلویزیون قطع کردم فقط کتاب و کتاب
تغییر جسارت میخواد
افکار منفی بسیار غلیظ هستند و مقدار بسیار کمی از ان ها برای الوده کردم زندگی تان کافی است
مهدی تقریبا هفته ای دوسه بار میبینم
هربار سلام و علیک میکنیم باهم و رد میشیم از کنار هم.وقتی رد میشه همه دورش جمع میشن سلام میکنن و باهاش حرف نیزنن منم تو دلم میگم این ادم یه روز مال بود ها
مطمین ام یه روزی میاد که بازم مال من میشه فقط امیدوارم دیر نشده باشه اونروز براش.
برچسب:
نویسنده: امیر حیدریان