اومدم بیرون از اتاقش.
مثل تبعیدی ها هستم.
مثل جزامی ها
کسی منو نمیخواد انگار اینجا تبعید شدم.
من به قعر جهنم فرستاده شدم .اینجا تنها.توی این اتاق.نور از لای پرده کرکره اتاق میخوره روی کیبورد کامپیوترم.
روی دستهام.اهمیت نداره برام این افتاب لعنتی.دلم داغونه و پر.پر از گله و شکایت و تنهایی
خیلی تنهام خیلی
برچسب: نفرجدید,
نویسنده: امیر حیدریان